jojoba



دعوت

دیروز رفتم فیلم دعوت حاتمی کیا رو دیدم اساسا" حاتمی کیا رو دوست دارم نوع نگاهشو

اگه می خواین که از دعوت بگم باید بگم بازی ها قابل قبول و چندتا سکانس فوق العادست

موضوع فیلم چیزجدی و قابل تاملیه سقط جنین

تابحال فکر کردین اگه برای پدر و مادرتون یه مهمون نا خوانده بودین و اگه اونا اینو بهتون بگن چه حالی دارین؟

اگه یه روز مادرتون بگه تورو می خواستم بکشم اما جون سخت بودی و نمردی

بعدش چی کار میکنید؟

می دونم! گاهی جنینها تبدیل میشن به موجودات مزاحم و از طریق پلاسنتا (جفت) لعنتی می چسبن بهتون تصمیم با شماست که اون اکسیژنی رو که تنفس می کنید از اون یه تیکه لخته خون دریغ کنین اما اگه دریغ نکردین

هیچ وقت وقتی اون یه تیکه لخته شد موجودی با میلیونها سلول به روش نیارین

چون اون دیگه یه لخته مردنی نیست اون یه دختر یا پسر بالغ که حال و حوصله مردن نداره اون تازه طعم هوس انگیزه اکسیژنو لمس کرده

سایت  تخصصی  آپلود  عکس و  تصویر  وبلاگهای  ایرانی>

۱۳۸٧/٧/۱۱  توسط jojoba  | نظرات ()

 

او علی بود

علی را نمی شناختم نه اینکه بگویم حالا می شناسمش نه الان فقط خود را حقیرتر می دانم قبلا" برای خودم یه پا منشور سازمان مللی یه پا مدافع حقوق بشری بودم! اما طریق حکومتداری او مرا شکست.

علی را نمی شناختم علی را شریعتی به من شناساند با کتابش نمی گویم علی را کامل به من شناساند اما از آن به بعد به فرق شکافته علی نگریستم بلکه به

فرق شکافته مظلومیت خانه نشینی عدالت و انسانی گریستم که وقتی از او پرسیدند چه توصیفی از دنیا می کنی گفت: از دنیا چه بگویم که اولش سختی و آخرش پوچیست و من آن روز دیگر به توصیف افلاطون هگل کانت و......

از دنیا ننازیدم .

نحج البلاغه مرا به شگفتی واداشت هر چند درک آب را فقط ماهی داند و بس.

به حال علی گریستن کار بیهوده ایست که علی زنده است به حال خود بگرییم که

که از درک او فقط نامش را میدانیم.

۱۳۸٧/٧/۱  توسط jojoba  | نظرات ()

 

جوجوبا

سلام

بعد از یک هفته غیبت امروز واقعا" خوشحالم که اینجام و دارم می نویسم

از کامنتهاتون ممنون واقعا" خوشحالم کردید

باتوجه به نظر اکثر شما اسمه وبلاگم کماکان جوجوبا می ماند

از همتون ممنون

۱۳۸٧/٦/٢٩  توسط jojoba  | نظرات ()

 

jojoba پـــــــــــــر!

نظرتون در باره تغییر نام وبلاگم چیه؟

حداقلش دیگه یه طومار نمی نویسید که اسمه وبلاگت یعنی چی

البته حق همیشه با شماست به خاطر همین از امروز تا جمعه فرصت دارین اسمه پیشنهادیتونو بگین

این جوری خیال همه راحت میشه

پس تا جمعه که اسمه منتخب شما رو وبلاگ قرار میگیرهبامن حرف نزن

 

۱۳۸٧/٦/٢۳  توسط jojoba  | نظرات ()

 

به یاد فریدون مشیری


ادامه مطلب

۱۳۸٧/٦/٢٢  توسط jojoba  | نظرات ()

 

به سرخی شهادت به سبزی مقاومت

این روزها چقدر جای همتون خالیه چقدر جاتون خالیه تا ایران عزیزمون رو

سربلندتراز همیشه ببینید هنوز طنین الله اکبر شما در جای جای این سرزمین به گوش میرسه چقدر دلتنگتونیم دلتنگ زمزمه های دعاهاتون ناله های شبانتون

کجایید که ببینید ما ایستادهایم تا اخرین لحظه با هر نوع اندیشه وفکر

ایران من این سرزمین مردان بزرگ این سرزمین آرشها این سرزمین رستمها و کوروشها هرگز پایداری وایمان شما رو فراموش نخواهد کرد چقدر فرصت بزرگی بود اون روز که به شلمچه فکه طلاییه و اروند امدم و در هوای نفس کشیدم که شما نفس کشیده بودید

و در سرزمینی قدم گذاشتم که ملائک تبرک می جویند.

بعد از اصحاب سیدالشهدا ما چه یارانی با وفاتر از شما نسبت به امام زمان خویش داریم هرچند هرکس در شعاع نگاه امام می بود عاشورایی میشد

این روزها به دعای شما محتاجیم برای سرزمین آریاییها دعا کنید

به یاد امام و شهدا الان هر دعایی که بلدین بخونید

۱۳۸٧/٦/٢۱  توسط jojoba  | نظرات ()

 

نوشتنم نمیاد

وای امروز هنگم حسابی

نوشتنم نمیاد این که تازه خوبه خوندنمم نمیاد شنیدنم نمیاد

هر چی فکر کردم از چی بنویسم از روزمرگیها از دلقک بازیهام از مشکلات

شایدم بشم سیاستمدار و همه رو به چالش بکشم بعد اون وقت کی منو از این چاله در بیاره؟

بشم یه دختر مودب و دم بخت وای این کارا به من نمیاد با مودب بودن که کلا"

مشکلات اساسی دارم

اینارو نوشتم کیسم خالی از عریضه نباشه

امروز شبیه همه چیز هستم جز خودم دیشب خواب باحالی دیدم خواب دیدم کلی مهمون داریم با کلی خوراکی

وای یه کاکائوی بود خیلی خوردم احتمالا" زیاد خوردم که نوشتنم نمیاد

برای نوشتنه خط بعدی عمرا" جون داشته باشم جونه من زور نکنید

۱۳۸٧/٦/۱٩  توسط jojoba  | نظرات ()

 

خواهران غریب

دیشب خوابشو دیدم انقدر تو خواب بوسیدمش که نگو

خواهرمو میگم همون که دنیای کودکیم بدون اون معنی نداره البته عمرا" اینارو

به روش بیارم .من میدونم اون خیلی به من وابسته ست اگه من نبودم تا حالا زنده نبود همیشه مثل گربه ها که بچه هاشونو به دندون می گیرن منم اونو به دندون گرفتم تا زیره دستو پا له نشه میگید اغراق میکنم؟ بخونید تا بفهمید

من و ساره با سه تا از دوستای فینگلیمون داریم بازی میکنیم

معلم بازی این اختراع مرجانه ست مثلا" تو کلاس نشستیم مرجان معلمه

ساره به نرگس میگه اونی که دستته مداد منه ؟ نرگس سعی میکنه با اون ژست

من همه چیز رو میدونم بگه : نچ خیال کردی

ساره باز اصرار میکنه و حالا سعی میکنه پای قلم شده منو به ماجرا باز کنه

منم که این وسط حکم نماینده تام الاختیار خانواده رو دارم اول سعی در نصیحت

نرگس  دارم که عزیز جان مداد دزد  قلم نوری دزد میشه

اما افاقه نمی کنه نرگس هنوز فکر می کنه سر منو میتونه شیره به ماله و با مداد جوجه کوچیکه خانوادمون حال کنه

نرگس نشسته و منم. حالا ضربه کاری وارد میشه از پشت سر سرشو میگیرم و می کوبم به زمین وای چه کیفور شدم

همیشه به نرگس میگم اگه سرتو نکو بیده بودم به زمین تو عمرا" مهندس می شدی مطمئنم مغز عزیزش یه تکون حسابی خورد

نگران نشید الان کاملا" بی ازارم

۱۳۸٧/٦/۱٥  توسط jojoba  | نظرات ()

 

من موجودی ناشناخته

"هیچ کس منو درک نمی کنه"

این جمله رو چند بار تو زندگیتون گفتین؟ جوابشو می دونم حداقل هزار بار

خودت چی ؟خودت منه وجودت رو می شناسی ؟ تابحال شده فکر کنی این جمله هات که با من شروع میشه مثل: من گریه کردم یا من عصبانیم یا من عاشقتم

این همه من کیه؟ اصلا" این منو میشناسی ؟

نه نمی شناسی اگه می شناختی که دیگه منتظر نظر دیگران درباره خودت نبودی

Ego یا من چیز ناشناخته و مبهمیه شاید برای اینه که در راه سلوک به سمت کمال اول باید این منو بشناسی

حالا فکر کن هنوز معتقدی خودت رو می شناسی؟

دلیله همه واکنشهات به این دنیا رو می دونی؟

البته این من تا ابد نمی تونه پنهان بمونه یه روزی کشف میشه اما بهتر نیست

از امروز کنکاش رو شروع کنی

۱۳۸٧/٦/۱٤  توسط jojoba  | نظرات ()

 

من وقتی ارومم

میدونی شبیه چی شدم شبیه سربازایی که خسته از جنگ برمیگردن!

امروز همه چیز با ارامش شروع شد بعد از ۴ هفته اضطراب

انگار از جنگ برگشتم

اره من جنگیدم با خودم خوشحالم که جنگیدم می خوای بدونی برنده کی بود؟

هردومون!

اونی که باخت غرور تو بود تو دلم غوغایی به پاست اخه حالا شدی شبیه

 خودم وقتی تنبیه می شم. انجوری برام دیدنی تری

وقتی ارومم زیباترم باز نخند اگه چشم داشتی که می دیدی چه فرشته شدم

خورشید ارزوی منی گرمتر بتاب

۱۳۸٧/٦/۱۳  توسط jojoba  | نظرات ()

 

 



پیمانه ایمانت به گنجایش رنجی است که تاب می اوری اینو که مبینید jojobaاست میدونید چرا اینو گذاشته چون یادش باشه همیشه بین زمین و اسمون معلق و فقط دست پر لطف خدا انو با عشق نگه داشته مواظبه ریسمان الاهیبتون باشید jojoba نام نوعی گیاه ashoka نام پادشاه منصف هندی که سعی بسیار در ترویج آیین بودیسم کرد
arest20002000@yahoo.com

 

 

 

دعوت
او علی بود
جوجوبا
jojoba پـــــــــــــر!
به یاد فریدون مشیری
به سرخی شهادت به سبزی مقاومت
نوشتنم نمیاد
خواهران غریب
من موجودی ناشناخته
من وقتی ارومم

 

مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤

 

jojoba

 

الباترا
هستی
سوزان59
رضوی
مسیح پیامبر اسمانی
دوست جون
کربلایی 110
سید اهل قلم
گل نرگس مهدی
سجاد
استعداد کشف نشده
حمیدرضا
دفترسرخ
میثم کربلایی
حمیدجبارزاده
راز
ستایش
فلسفه
قالب وبلاگ

 

 

RSS 2.0

Designed By ParsTheme